تبلیغات
We are your Scape from the Reality

We are your Scape from the Reality
ما فرار شما از واقعیت هستیم 
نویسندگان
   


نام فیلم: The painted veil(روبنده نقاشی شده )

این فیلم از نظرمن یکی ازبهترین های ژانر درام هستش وبا موضوع جدیدی به بحث درام ورومنس پرداخته:

خلاصه:

چین 1925

کیتی و والتر توی یه مهمونی با هم آشنا می شن.

کیتی دختر بیقراریه و با اطرافیانش سر موضوع ازدواج معمولا اختلاف داره.

اما والتر که یه دکتر از همون لحظه ای که کیتی رو دید نظرش جلب کرد ، والتر شخصیت آروم و چهره ای جدی داره و یه دکتر محافظه کار که تو آزمایشگاه دولتی شانگهای میکروب شناسه.

والتر با دومین ملاقاتش به کیتی پیشنهاد ازدواج میده و کیتی که نه شناختی ازش داره و نه احساس خاصی خیلی شتاب زده باهاش ازدواج میکنه و به شانگهای می یاد.

همه چیز روتینیه و کیتیم بنظر خوشحال یا عاشق نمی یاد.

والتر که از همون اول زیاد تلاشی نمیکرد برای بیشتر فهمیدن کیتی هنوزم عادی به همه چیز برخورد میکنه و بیشتر حواسش به کار کردنه اما یه شب والتر و کیتی به تماشای یه تئاتر میرن و کیتی با چارلی که اونم ازدواج کرده آشنا میشه و این آشنایی باعث میشه که خیلی راحت بهش خیانت کنه.

همین موقع والتر یه تصمیم غیر منتظره میگیره ، که با کیتی به یکی از شهر دور و خیلی کوچیک چینی به می تان فو بره اونم واسه کار کردن رو یه ویروس  خطرناک و کشنده وبا که اونجا اپیدمی شده. کیتی نمیخواد که والتر رو همراهی کنه و والترم به این جواب کیتی به صراحت میگه: پس منم درخواست طلاق میکنم بخاطر خیانت ، کیتی با تقاضای طلاق والتر مخالفتی نداره چون چارلز رو دوست داره تصمیم داره باهاش ازدواج کنه ولی وقتی پیش چارلز می یاد و همه چی بهش میگه تازه میفهمه که چارلز قصد نداره کنارش باشه.

خب با کنار کشیدن چارلز و اینکه دیگه به زندگی قبلیش برنگرده شرط والتر برای طلاق ندادنش قبول میکنه و تصمیم میگیره باهاش بیاد.

والتر و کیتی روزارو بی اهمیت کنار هم سر میکنن ، والتر مشغول کارش با اون بیماری وحشتناک و روز بروزم این بیمارای آدمای بیشتر میکشه و کیتیم تو تنهایشه که یه نامه برای چارلز مینویسه ولی از فرستادنش منصرف میشه و سعی میکنه تو این وضع با والتر کنار بیاد ولی والتر اهمیتی نشون نمیده و کلا رابطه اشون با سکوت مطلق میگذره.

کیتی برای اینکه از بیکاری در بیاد تصمیم میگیره تو صومعه ای که تو همون شهر برای بچه های بی سر پرست کاری کنه که با اومدنش به این صومعه و شنیدن حرف پرستارا راجعبه والتر از اینکه بچه هارو خیلی دوست داره کیتی کم کم والتر جور دیگه میبینه.

والترم وقتی که رفتار کیتی با بچه ها میبینه اونم کم کم باهاش کنار می یاد خلاصه این سفر و این اوضاع تقریبا خطرناک شهر باعث میشه دوباره بهم فکر کنن و یه فرصت دیگه بهم بدن.

و کم کم کیتی عاشق والتر می شه و روابطشون خیلی خوب می شه، بعد از مدتی والتر بر اثر مبتلا به ویروس وبا می میره، و کیتی که نمی تونه گذشته رو پاک کنه، و وجودش مالامال از عشق به والتر و پشیمانی نسبت به خیانتی که به او کرده.

شعری که درانتهای فیلم خونده می شود:

وقتی قدم میزدم فواره آب پاکی رو دیدم

آب رو این قدر پاک دیدم که خواستم حمام کنم

برای مدت طولانی تو را دوست داشتم  و نمی توانم فراموشت کنم

زیر یه درخت بلوط خودم را خشک کردم

بر روی بالاترین شاخه بلبلی آواز می خواند

برای مدت طولانی تو را دوست داشتم  و نمی توانم فراموشت کنم

بلبل آواز می خواند و قلب تو خوشحال است

قلب تو می خندد و قلب من گریه می کند

برای مدت طولانی تو را دوست داشتم  و نمی توانم فراموشت کنم

من معشوقم رو بدون اینکه لایقش باشم از دست دادم

به خاطر دسته گلهایی که ازش قبول نکردم

برای مدت طولانی تو را دوست داشتم  و نمی توانم فراموشت کنم

میخوام که رزها تو ریشه باشند

و البته عشقم من رو دوست داشته باشه

برای مدت طولانی تو را دوست داشتم  و نمی توانم فراموشت کنم

وقتی قدم میزدم فواره آب پاکی رو ...

 



[ چهارشنبه 28 دی 1390 ] [ 07:09 ب.ظ ] [ Zeinab A-R ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فرض کن توی یه جنگل آبی وارد میشی و بوی چمن تازه رو احساس میکنی و میخوای جلوتر بری،میری میری تا به یه دریاچه میرسی یه قایق کوچیک قرمز کنارته و یه راه طلایی پیش رو داری سوار بر قایق به کلبه ای که وسط دریاچه است میرسی سکوت مطلق, خوب گوش کن صدای بال زدن پری های پشت سرتو میشنوی پس خوب دقت کن حالا رسیدی به کلبه ی چوبی که روی دیوارهاش پیچک های امید دست هاشون رو به سمت آسمون گرفتن.تو رسیدی؟ در کلبه بازه اجازه داری واردش بشی یا اینکه به زبون پیچک ها بهت بگیم که به وبلاگمون خوش اومدی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :