تبلیغات |
We are your Scape from the Reality ما فرار شما از واقعیت هستیم
| ||
|
فیلم جدید «چیزهایی که در آتش از دست دادیم» که بتازگی در آمریکا و کانادا و بخشی از اروپای غربی اکران شده است، داستان رنج و رستگاری است و اضافه بر آن نوعی افشای حقایق تلخ زندگی نیز به طور پیوسته در آن رؤیت می شود. نوع تصویربرداری خاص این فیلم که پیش تر نیز وصف آن را آوردیم و ویژه سبک «دوگما» است، موجب شده احساسات کاراکترها و بویژه آدم های اصلی قصه جلوه فزون تری بیابد. یکی از آنها زنی به نام آدری برک (با بازی هالی بری) است که ازدواج کرده و صاحب ۲ فرزند است، اما همسرش برایان (دیوید دوچوونی) یک شب در برخوردی خونبار در سطح شهر و بر اثر تیراندازی کشته می شود. در سناریوی لوب و براساس فلاش بک هایی که در آن هست، ما می توانیم دریابیم که زندگی «اینک متلاشی شده»ی آنها درگذشته چه بوده است و یکی از مواردی که در این روند بر بیننده ها روشن می شود، واقعه ای است که موجب مرگ کاملاً بی منطق و تأسف بار برایان می شود. مشکلی که در این قسمت دیده می شود، ترسیم چهره ای ایده آل از کاراکتر برایان است و این تصویر چنان کم نقص است که نمی تواند حقیقی و واقعاً موجود باشد و در دنیای کنونی بتوان آن را ممکن و حقیقی دانست. [ یکشنبه 22 آبان 1390 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ Zeinab A-R ]
Z-R:حس عمیق نوستالژی:دیدن دوباره ی شیرشاه در باکس آفیس از همان لحظات آغازین فیلم، زمانی که خورشید طلوع می کند و ما آوای همسرایی آفریقائیان را می شنویم، ” شیر شاه” تمام حواس بینندگان را معطوف به خود می کند. این فیلم، با داستانی که ترکیبی است از افسانه های قدیمی و تراژدی های یونانی، لایه های زیرین و نهفته ای دارد که بسیاری از انیمیشنهای بلند دیزنی فاقد آن هستند. استودیوی دیزنی پیش از این هم ” مرگ والدین” را دستمایه ی کارهایش کرده بود، اما نه به آن صورت که در “شیر شاه” دیده می شود. در این فیلم ما با دنیایی از حوادث حقیقی سر و کار داریم، یعنی همان چیزی که پایه و بنیان بسیاری از افسانه های کودکان است و در عین حال ، این همان چیزی است که تفاوت اصلی “شیرشاه” را با سایر فیلمهای دیزنی رقم می زند. در سکانس آغازین، ما شاهد فراخوانده شدن تمام حیوانات به پای صخره ی بزرگ هستیم تا شاهزاده ی تازه متولد شده ، سیمباSimba ، به آنها معرفی شود. شاه ” موفاسا Mufasa “، پدر سیمبا، به او می آموزد که چگونه یک رهبر و یک فرمانده باشد.او همچنین برای “سیمبا” شرح می دهد که چرخه ی حیات شامل شیرهایی می شود که غزالها را می خورند و زمانی که این شیرها می میرند، جسدشان تبدیل به غذایی برای علفها می شود و علفها ، به نوبه خود خوراک غزالها می شوند. چیزی که ” سیمبا” هنوز نیاموخته است این است که در این بین، موجوداتی هم هستند که به دلیل دیگری بجز “غذا” دست به قتل دیگر موجودات می زنند و این، دقیقا همان شیوه ایست که عموی فریبکار ” سیمبا” ، یعنی ” اسکار Scar ” در پیش گرفته است. او برادر زاده ی کوچک خود را به چشم مانعی برای رسیدن خود به تاج و تخت می بیند. در توطئه ای برای قتل ” سیمبا”، عمویش ” اسکار” او را ترغیب می کند تا به ” قبرستان فیلها” که مکان ممنوعه ای است برود. در ” قبرستان فیلها” ، کفتارها که دوستان صمیمی ” اسکار” هستند به کمین سیمبا نشسته اند. و در کشاکش این توطئه، تراژدی بزرگ اتفاق می افتد. شاه “موفاسا” کشته می شود و عمو، برادرزاده را قانع می کند که دلیل اصلی مرگ پدرش بوده است. دیزنی، پیش از این با مرگ مادر “بامبی” قلبها را شکسته بود، اما اشک تماشاچیان با مرگ ” موفاسا” حقیقتا جاری شدند.” سیمبا” آواره ی دشت و بیابان می شود و در آنجا با دو دوست ناهمگن و خنده دارش یعنی ” تیمون” و ” پومبا” آشنا می شود . آنها زندگی بی دغدغه و شادی را شروع می کنند و سیمبا موفق می شود احساس گناهش را فراموش کند…
بخش بزرگی از جذابیت فیلم بر دوش شخصیتهای متعدد آن است. از جمله “زازو Zazu “( با صدای روان اتکینسون- مستر بین) ، پرنده ای که نقش مشاور ارشد ” موفاسا” و گاهی هم دایه ی ” سیمبا” را ایفا می کند. ” نالا” ، بهترین دوست ” سیمبا” و همسر آینده ی او، ” رافیکی” میمون دانای پیر، و بالاخره ” سارابی“، مادر سیمبا که با بزرگواری سختیهای زندگی تحت سلطه ی ” اسکار” را تحمل می کند. تمام این شخصیتها از طریق یک متحرکسازی خارق العاده ، شخصیت و زندگی باورپذیری یافته اند. به شیوه ی راه رفتن ” اسکار” دقت کنید: او در حقیقت راه نمی رود، بلکه در هماهنگی کاملی با شخصیت فریبکارش مانند یک مار می خرد. شیوه ی گام برداشتن ” اسکار” در تضاد کاملی با روش راه رفتن ” موفاسا” قرار دارد : گامهایی بلند و موزون که رهبری و قدرت او را به رخ می کشند. یکی از دلایلی که بیننده از دیدن کفتارها احساس ناراحتی می کند نیز، شیوه ی راه رفتن آنهاست. گامهای کوتاه، جهشهای ناگهانی و حرکات غیرمنتظره ی آنها این حس را به ما منتقل می کنند که گویی هر لحظه باید انتظار حمله ای را از سوی آنها داشته باشیم. صحنه ی رمیدن گاوهای وحشی، چنان قوی و حقیقی کار شده است که مانند کابوسی وحشت آور جلوه می کند و صحنه ی نبرد ما بین شیرها نیز به یک صحنه ی مستند بیشتر شبیه است تا یک نبرد انیمیشنی کارگردانان فیلم، ” راجر الرز” و ” راب منکوف” Roger Allers and Rob Minkoff ، با الهام از آثار ” شکسپیر” توانسته اند توازنی کامل و بی عیب و نقص را مابین کمدی و تراژدی برقرار کنند.بدون تردید ساختن فیلمی در مورد قتل یک پادشاه، و ترکیب آن با مشکلات نفخ معده ی یک گراز! مهارت و استعداد بالایی را طلب می کند. در کنار تحسین فراوانی که کار بی نظیر گروه انیماتورهای جوان این فیلم برانگیخت، ماحصل همکاری دو استعداد دیگر یعنی ” هانس زیمر Hans Zimmer ” و ” التون جان Elton John ” توانست اسکاری را برای ترانه ی ” امشب میتوانی عشق را احساس کنی؟ Can You Feel the Love Tonight ” به ارمغان بیاورد. ترانه های دیگر فیلم یعنی ” چرخه ی حیات Circle of Life ” و ” هاکونا ماتاتا Hakuna Matata ” نیز نامزد دریافت اسکار شدند ( در سال ۱۹۹۴ هنوز اسکار مستقلی برای بهترین فیلم انیمیشن بلند در نظر گرفته نشده بود) هریک از این ترانه ها، لحظه های درخشان و احساسات عمیقی را برای فیلم رقم زدند. با نمایش نسخه ی ۳D شده ی فیلم، و فتح دوباره ی گیشه توسط آن، جذابیتهای عمیق فیلم پس از ۱۷ سال بار دیگر رونمایی شدند.والدین، نسل جدیدی از تماشاچیان را با خود به تماشای این اثر کلاسیک مدرن می برند.حرف اصلی را در موفقیت دوباره ی این فیلم، ” کیفیت” آن می زند. وقتی که شما در حال تعریف کردن داستانی هستید و تنها مخاطب داستان خود را کودکان نمی دانید، میتوانید به ساخته شدن یک ” فیلم خانوادگی” امیدوار باشید. از سوی دیگر، ” شیر شاه” ثابت می کند که فیلمهای انیمیشن می توانند راه مطمئنی برای به تصویر کشیدن تراژدیهای عمیق باشند. خانواده هایی در زمان نمایش ” بامبی” برآشفتند و بر علیه آن برخاستند، چرا که فکر می کردند کودکانشان با دیدن صحنه هایی چون صحنه مرگ مادر بامبی دچار آسیب روحی خواهند شد. همان کودکان بعدها به فرزندانشان اجازه دادند تا به تماشای تراژدی مرگ ” موفاسا” بنشینند. نمیخواهم بگویم که یک فیلم به تنهایی توانسته است چنین تغییری را در دیدگاهها ایجاد کند، اما به هر حال این ایده ایست که میتوان عمیقتر به آن اندیشید. کودکان بسیار قوی تر از آن چیزی هستند که ما فکر می کنیم، کافی است به “سیمبا” نگاه کنید. مترجم : مهبد بذرافشان طبقه بندی: دالان انیمیشن، برچسب ها: شیرشاه، [ پنجشنبه 19 آبان 1390 ] [ 05:15 ب.ظ ] [ Zeinab A-R ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||