تبلیغات |
We are your Scape from the Reality ما فرار شما از واقعیت هستیم
| ||
|
Z-R:با سلام به همگی-فیلمی که ایندفعه میخوام به شما معرفی کنم رو خیلی وقت هستش که دیدم و واقعاااااااااا فیلم جالب و خوش ساختی بود در جست و جوی ناکجاآباد بازیگران : جانی دپ ( سر جیمز متیو بری ) ؛ داستین هافمن ( چارلر فرومن ) ؛ کیت وینسلت ( سیلویا دیویس ) ؛ فردی هایمور ( پیتر ) ؛ نیک راد ( جرج ) ؛ جرج پراسپورو ( جیک ) ؛ لوک اسپیل ( مایکل ) ؛ رادا میچل ( مری ، همسر بری ) ؛ جولی کریستی ( مادر سیلویا ) ؛ محصول 2004 آمریکا ؛ مدت : 106 دقیقه
میگذرد و داستان پیتر پن شکل میگیرد.در شب افتتاحیه نمایش سیلویا سخت مریض شده و در آستانه مرگ است.اما حالا که جیمز به او قول داده او را روزی به نورلند(سرزمین پیترپن)ببرد در لحظه مرگ او نمایشی در خانه او ترتیب میدهد.نورلند هم اکنون جایگاه بهشت را برای سیلویا دارد.سیلویا پا به بهشت میگذارد و با آرامش جهان را ترک میکند. جیمز بعد از مرگ او چهار پسر او را با همسرش که حالا دیگر به نورلند اعتقاد دارد بزرگ میکند.او در ضمن به پیتر(که شخصیت پیترپن را از او گرفته)نویسندگی یاد میدهد.آنها به فرشتهها و نورلند اعتقاد دارند باری همین سیلویا را هیچوقت از یاد نمیبرند. در جستجوی نا کجا آباد فیلمی دوست داشتنی ، تکان دهنده و ازبرخی جهات سنت گراست . فیلم درظاهر برای مخاطب کودک ساخته شده است ، اما این فقطگوشه ای از ماجراست. همگان تصور می کنند فیلمی درباره خالق پیتر پن لزوما بایدمخصوص بچه ها باشد درصورتی که این اثر برای کل خانواده ها ساخته شده است داستانفیلم آمیزه ای از درام ، رمانس ، تراژدی و فانتزی است که در آن هیچ اشاره ای بهبرخی رفتار های زشت و ناخوشایند جی . ام . بری که به شهرت او لطمه وارد کرده است ،به چشم نمی خوردددپرداختن کارگردان به مضامین مهم و پر اهمیتی چون قدرت تخیلو دنیای شگفت انگیز کودکی و در ادامه از دست رفتن معصومیت این دوران از موارد قابلتحسین در فیلم است . جانی دپ با این فیلم بار دیگر اثبات نمود که از استعداد بینظیری بر خوردار است ، او با ایفای نقش بری ، تصویر خارق العاده ای ترسیم کرده کهتنها با اهدای جایزه اسکار از او می توان قدردانی کرد . علاوه بر بازی درخشان دپ ،باید به هنر نمایی داستین هافمن کهنه کار نیز اشاره کرد ، وی در نقش چارلز فورمن تهیه کننده ، با ارایه کاراکتری کمدیسهم خود را در این فیلم به خوبی پرداخته است . از دیگر بازیگران موفق فردی هایموراست که با توجه به سن و سالش در نقش پسری که نمی تواند با سوگ از دست دادن پدر و حسگناه کاری مربوط به آن کنار بیاید ، به خوبی ایفای نقش کرده است . در جستجوی نا کجاآباد را باید یک فیلم سالم بدانیم . یک نمایش سرگرم کننده خوب به هر حال این فیلم از جمله آثاری است که ارزش آن را دارد که یک بار به تماشایش بنشینیم . به خصوص کسانی که به داستانهای پیتر پن علاقه دارند ، می توانندپدر خوانده و خالق این شخصیت را بر پرده عریض سینما مشاهده کنند در ادامه تصاویر این فیلم رو براتون گذاشتم...ادامه مطلب طبقه بندی: سینمای جهان، برچسب ها: مارک فوستر، جانی دپ، داستین هافمن، کیت وینسلت، فردی هایمور، نیک راد، جرج پراسپورو، لوک اسپیل، رادا میچل، جولی کریستی، در جست و جوی ناکجاآباد، finding neverland، [ سه شنبه 5 مرداد 1389 ] [ 09:47 ب.ظ ] [ Zeinab A-R ]
![]() در همین ابتدا باید گفت که نسخه تازه هیچ ربطی به ویلی وانکای جین وایدر نداردو "بیش از هر چیز به خالق داستای یعنی رولد دال نزدیک شده ایم"این را جانی دپ گفته کسی که برای چهارمین بار در این فیلم با برتون همکاری کرده. "هیچ چیز تازه ای وجود ندارد ما فقط سعی کردیم آنچه را که در کتاب جاری است سینمایی کنیم روح کتاب چنبن چیزی را می طلبد." این را برتونی گفته که در فیلم از جلوه های ویژه استفاده نکرده و تمام دکور در استودیوی پاین وود انگلستان ساخته شده دکور هایی نزدیک به واقعیت و نقاشی های جذاب کتاب (اثر کوئنتین بلیک که جایزه ی تصویر گری هانس کریستسن اندرسن رو هم گرفته) و دوباره برتون قال:" این خیلی اهمیت داشت که همه چبز سر صحنه واقعی باشد همه باید احساس میکردند که همه چیز در واقعیت جریان دارد به نظرم خیلی وحشیانه است که با پرده آبی جلوه های ویژه یککابوس شبانه برای بازیگران کودک بسازیم ( نه بابا ............... دروغ!!!!) راستی فیلمنامه نویس هم فیلمنامه نویس فیلم ماهی بزرگ بوده همان جان آگوست خودمون. کارخانه را برای بازیگران کودک واقعا ساخته اند!!!!!چارلی و كارخانه شكلات سازی پروژه عظیمی بود. غیر از چند تا بازیگر حرفه ای بقیه بازیگرها بچه هایی هستند كه شاید برای اولین بار جلوی دوربین قرار می گرفتند. بیشتر فیلم، توی كارخانه شكلات سازی وونكا می گذرد. خیلی راحت می شد كه كل این كارخانه را با كامپیوتر شبیه سازی كرد و از بازیگران هم جدا بازی گرفت و بعدا این ها را با هم تلفیق كرد. اما نه، به این راحتی هم نمی شد. برتون از بازی جانی دپ و هلنا بونهام كارتر خیالش راحت بود؛ ولی بچه ها چی؟ حتی اگر بچه ها توی یك كارخانه واقعی شكلات سازی هم بودند، نمی شد اطمینان كرد كه خوب بازی می كنند؛ چه برسد به این كه كارخانه هم نباشد. بنابراین باید كارخانه را واقعا می ساختند؛ یك كارخانه با شكلات های واقعی. پس آن را ساختند. توی كارخانه یك رودخانه شكلات بود كه حدود 781905 لیتر شكلات صرف آن شد. یك آبشار شكلات هم بود كه حدود 10153 لیتر شكلات را به باد فنا داد. 20 هفته هم طول كشید تا قایق شناور ویلی وونكا بر روی رودخانه شكلات ساخته شود. البته این شكلات ها دردسرآفرین هم شدند؛ چون روز اول یا دوم فیلم برداری بود كه دوربین با تمام تجهیزاتش شلپی توی این رودخانه افتاد. كارگرهای كارخانه هم تعدادی موجود كوچولوی نیم متری به اسم اومپا لومپا هستند كه كارشان به هم زدن شكلات هاست. آن ها همه شبیه همدیگر هستند و در واقع برتون تعداد زیادی از آن ها را از روی دیپ روی بازیگر كوتوله و با استعداد فیلم قبلی خودش ماهی بزرگ شبیه سازی كرد. همه حركات دیپ روی ضبط شد و با جلوه های ویژه كامپیوتری بر روی این موجودات پیاده شد. برتون موازی با ساخت چارلی وكارخانه شكلات سازی ، یك انیمیشن بلند هم دارد می سازد كه احتمالا زمستان اكران می شود، شباهت چارلی و كارخانه شكلات سازی به انیمیشن های دیزنی، شاید به دلیل همین موازی كاری باشد. یك منتقد در تعریف فیلم می گوید: چارلی و كارخانه شكلات سازی به جز شكلات هرچه بخواهید به شما می دهد این یكی را هم خودتان می توانید تهیه كنیددیگر برتون غریبه نیستچارلی و كارخانه شكلات سازی چند هفته ای است كه اكران شده. مایكل ویلمینگتن، منتقد معروف امریكایی گفته: چارلی و كارخانه شكلات سازی هر آن چه می خواهید، به جز خود شكلات را به شما می دهد. این یكی را هم خودتان می توانید تهیه كنید. بعد از مدت ها از فیلم برتون استقبال كم نظیری شد و این در حالی است كه مردم موازی با چارلی و كارخانه شكلات سازی از كارهای كلیشه ای مثل چهار شخصیت شگفت انگیز هم خوب استقبال كردند. دوستی می گفت كه از امریكایی ها بعید بود كه از چنین فیلمی این قدر استقبال كنند. دلیلش هم ماهی بزرگ ساخته قبلی برتون و استقبال كم امریكایی ها از این فیلم بود؛ اما ظاهرا این دفعه قضیه فرق دارد. این دفعه به جای بزرگترها بچه ها هستند كه به سینما می روند؛ بچه هایی كه شاید بیشتر به خاطر علاقه شان به شكلات ها دل شان می خواهد فیلم را ببینند؛ اما وقتی به دیدن فیلم می روند، به شدت با فضای آن ارتباط برقرار می كنند؛ فضایی از جنس تیم برتون، از جنس بچه ها.حالا دیگر خیلی ها منتظر فیلم بعدی او هستند؛ انیمیشنی به نام عروس مرده كه قرار است آخر امسال به نمایش درآید. همه منتظرند تا باز هم ببینند كه حاصل همكاری تازه برتون و جانی دپ چه چیزی از آب در خواهد آمد. خلاصه ای از داستان فیلم:چارلی باكت پسر یك خانواده فقیر است. خانه آن ها نزدیك یك كارخانه بزرگ شكلات سازی است و چارلی همیشه در حسرت این است كه بتواند شكلات های جور واجور این كارخانه را بخورد؛ ولی فقر اجازه خرید این شكلات ها را به او نمی دهد. یك دفعه اتفاق جالبی رخ می دهد. ویلی وونكا (جانی دپ) رئیس كارخانه شكلات سازی اعلام می كند كه داخل پنج تا از بسته های آب نبات این شركت، بلیتی طلایی وجود دارد. بلیتی كه به دارنده اش این امكان را می دهد كه در سفری جذاب از كارخانه بازدید كند و چارلی یكی از این بلیت ها را پیدا می كند و به همراه چهار بچه خو شبخت دیگر(!) راهی كارخانه وونكا می شود... وونكا مردی افسرده است. پدر ویلی وونكا ی كوچولو دندان ساز بود، برای همین، پسرش را از خوردن شیرینی جات منع كرده بود. وونكا هم در بچگی مانند چارلی نمی توانسته شكلات بخورد و برای همین از خانه پدری می گریزد و تصمیم می گیرد كه بزرگترین شكلات ساز دنیا شود. تیم برتون برای نقش وونكا باز هم یكی از محبوب ترین بازیگرانش یعنی جانی دپ را انتخاب كرد. در حالی كه رقبایی چون جیم كری، آدام سندلر، استیو مارتین، رابین ویلیامز، نیكلاس كیج و حتی مریلین منسون خواننده داشته. به نظر برتون جانی فوق العاده است. او اصلا مناسب شخصیت های عجیب است و از تغییر كردن لذت می برد. آن ها برای اجرای نقش وونكا سراغ مجری های برنامه های تلویزیونی رفتند. جانی دپ می گوید: وونكا خودش را از جهان بیرون دور نگه داشته و شاید برای همین است كه تلویزیون دوست خوبی برای او است. جانی سعی كرده خودش را شبیه مجری های مردی بكند كه سعی می كنند اداهای زنانه دربیاورند. حتی گریم و رنگ پوستش هم روی این قضیه تاكید دارد؛ چیزی شبیه مایكل جكسون یا همان شخصیت فوق العاده ادوارد دست قیچی ساخته خود تیم برتون. شخصیت دكتر وونكا توسط خود برتون به فیلم اضافه شد و در واقع در كتاب وجود نداشت. خود برتون می گوید برای این كه به شخصیت ویلی وونكا هویت بیشتری بدهد، شخصیت پدرش را هم به داستان اضافه كرده. البته نباید فراموش كرد كه نقش پدر وونكا را كریستوفر لی بازی می كند. بنابر این بعید نیست كه به خاطر علاقه شدید برتون به لی این نقش به فیلم اضافه شده باشد تا لی هم بتواند در فیلم او بازی كند. نظراتتان را به زبان اومپا لومپاها برای ما بگذارید![]()
ادامه مطلب طبقه بندی: سینمای جهان، برچسب ها: چارلی و کارخانه شکلات سازی، جانی دپ، ویلی وانکا، تیم برتون، [ چهارشنبه 16 تیر 1389 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ Zeinab A-R ]
![]() Z-A:سلام ایندفعه فیلمی به نام مرد مرده رو براتون دارم که خودم متاسفانه نتونستم کامل ببینمش ولی واقعا فیلم قشنگی است و کارگردان خوبی داره: کارگردان: جیم جارموش فیلم نامه: جیم جارموش مدیر فیلمبرداری: رابی مولر تدوین: جی رابینوویتس موسیقی متن: نیل یانگ بازیگران: جانی دپ، گری فارمر، رابرت میچام، جان هارت، میلی آویتال، گابریل بایرن محصول: سال 1995آمریکا.آلمان و ژاپن مدت زمان: 121 دقیقه نوع فیلم:وسترن سیاه و سفید هزینه ی ساخت:9 میلیون دلار فروش در آمریکا:1.025.488 دلار خلاصه داستان: ویلیام بلیک (جانی دپ) یک حسابدار است که پس از فوت والدین و جدا شدن از نامزدش در پی یافتن یک پستِ حسابداری راهی کارخانه ای در غرب و در شهری به نام ماشین، که سرمایه دار خشنی به نام جان دیکنسون (رابرت میچام) آنرا اداره میکند، می شود. اما در آنجا بزودی متوجه می شود که شغل وی در کارخانه به کسی دیگر داده شده و پس از اینکه توسط دیکنسون و سایر کارکنان مورد تمسخر قرار می گیرد به شهر باز می گردد. همان شب با دختری به نام تل (میلی آویتال) که در گذشته معشوقه چارلی (گابریل بایرن) پسر دیکنسون بوده، آشنا می شود. اما در لحظه معاشقه ویلیام با تل، چارلی نابهنگام سر می رسد و این اتفاق منجر به یک درگیری می شود که در پی آن تل و چارلی کشته و ویلیام به شدت زخمی می شود و از شهر می گریزد. دیکنسون پس از اطلاع از موضوع چند نفر آدم کش را برای کشتن ویلیام اجیر می کند. بلیک در حالی که زخمی از دست تعقیب کنندگانش فرار می کند با سرخپوستی به نام هیچ کس (گری فارمر) آشنا می شود. هیچ کس، بلیک را همراه خود به سفری دور و دراز می برد و او در شرایطی که آرام آرام در حال مرگ تدریجی است، به کشف سلسله ای از تجربیات و شواهد در اسن سفر می رسد. تنباکو نداشتن و سیگاری نبودن ویلیام بلیک هم از نکات جالب توجه فیلم بود که نوعی طنز را در آثار جارموش بیان میکند.این فیلم مطلقا وسترن نیست مثلا صحنه هایی که دعوا میشه به طور مسخره و کمدی دعوا میشه که اغلب هم سر چیزهای الکی است و دوباره آشتی میکنند مثل دعوای بچه ها. اما چرا سیاه و سفید؟چرا جیم جارموش این فیلم را سیاه و سفید میسازد؟منطقی پشت این کار است.در جایی خواندم که این به این علت است که:اگر این فیلم هم رنگی بود مثل بقیه ی فیلم ها معمولی بود اما اکنون با این شکل نه چندان عادی همان چیزی است که باید باشد.فیلمی(در ظاهر)وسترن و عملا در هجو آن و شاید اینکه خیلی از دوستداران فیلم های وسترن این فیلم را دوست ندارند به همین علت است.چون مرد مرده سینمای وسترن را به هجو میکشد. خیلی ها این فیلم را کسالت آور میخوانند چون بعد از تیر خوردن ویلیام بلیک بیننده با یک مرد مرده طرف میشود که هر لحظه منتظر مرگ او هستیم و ویلیام بلیک هر لحظه منتظر مرگ خود است که باعث میشود تا از هر لحظه ی زندگیش لذت ببرد. جیم جارموش با مرد مرده وسترن آمریکایی را به هجو می گیرد.خود او در این باره میگوید:مرد مرده فیلمی است درباره ی تصور آمریکایی.در گذشته ی آمریکایی ها چیزی به جز خشونت نیست و اگر نکشند و خونی نریزند روزشان شب نمیشود و این دقیقا همان چیزی است که ویلیام بلیک در پلان اول فیم و در قطار می بیند. از دیگر نکات مثبت و با معنی فیلم میتوان به این موضوع اشاره کرد که مرگ همواره در کمین انسان اس و دیر یا زود میرسد بی آنکه بتوان از آن فرار کرد.وقتی ویلیام بلیک آرام در قایق میخوابد آب هم آرام است.مرگ به همین سادگی و به همین آرامی روزی می آید و ما را دربر می گیرد. جیم جارموش، کارگردان مستقل سینمای آمریکا، در ششمین اثر بلند خود فیلمی تحت عنوان "مرد مرده" را ساخت. اثری که همانند سایر آثار این کارگردان، بیش از هر چیز مبتنی بر مولفه های سینمای پست مدرن است، سینمایی که ساختار اپیزودیک، روایت عینی، ایهام و ابهام، تمرکز بر شخصیت اصلی و یکی دو نمونه شخصیت فرعی و پایان بندی باز و سیال از ویژگی های عمده آن به حساب می آید. مکث میان یک سکانس، محو تدریجی یک سکانس و پدیدار شدن سکانس بعدی در این اثر تا حدی جا افتاده است که به مکث میان اشعار از یک بیت به بیت دیگر شبیه است.کسانی که با اشعار شاعر بزرگ انگلیسی ویلیام بلیک آشنا باشند، بهتر متوجه این تکنیک کارگردان می شوند و از آن لذت خواهند برد. اهمیت این اثر زمانی آشکارتر می شود که بفهمیم یکی از منتقدین درباره آن گفته: "اگر تاركوفسكى مى خواست یك فیلم وسترن بسازد، فیلم "مرد مرده" را مى ساخت." "مرد مرده" روایتی شاعرانه ،طنز آلود و البته تلخ از دو مقوله مرگ و زندگی و چگونگی کیفیت این دو مقوله مجرد است و با اینکه اثری در ژانر وسترن است، اما نمى توان آنرا یك فیلم مطلقاً وسترن به حساب آورد که به راحتی میتوان این مطلب را در سایر فیلم های جیم جارموش از جمله ghost dog و night on earth مشاهده کرد. "مرد مرده" در واقع به نوعی آشنایی زدایی از ژانر وسترن است،به این معنی که استفاده از تضاد عناصر و سمبل های بکار گرفته شده در آن متفاوت از سایر وسترن های رایج سینما بویژه وسترن های کلاسیک است. به عبارت بهتر جارموش به جای آکنده کردن فیلم از تصاویر پر هیاهو و کشت و کشتار ها و یا با شکوه نشان دادن درگیری ها و قهرمان پروری به سبک وسترن های کلاسیک، بش از هر چیز تمرکز خود را حول شخصیت اصلی داستان (ویلیام بلیک) معطوف می کند و او را کسی معرفی می کند که به اجبار و بر حسب تصادف به آدم کشتن و درگیری دست می زند و در آخر هم کفه مرگ او بر کفه زندگی اش می چربد. این مرد برای کشتار و خونریزی و برنده شدن ارزشی قایل نیست و در تمامی صحنه هایی که ما در طول فیلم همراه بلیک با پدیده مرگ روبرو می شویم، عمل کشتن رقت انگیز، تاسف بار و اجباری جلوه می کند و نه عملی باشکوه که قهرمان از انجام آن بر خود ببالد. به عنوان مثال صحنه مرگ بچه آهوی کشته شده در جنگل و صحنه ی زانو زدن بلیک در مقابل مرگ بچه آهو، یا مرگ دو مامور قانون و شباهت سر یکی از آنها در میان هیزم ها با تمثال های هاله دار مذهبی مسیحیان. جیم جارموش "مرد مرده" را با نگاهی استعاری به دنیای مدرن و متعلقات آن و همچنین با ساختاری پست مدرنیستی آغاز می کند و برای نشان دادن این هدف خود از عنصر لوکوموتیو که به نوعی نمادی از دنیای مدرنیته و گذر از زمان است، استفاده می کند. او مسافران قطار را انسان هایی معرفی می کند که در گذر از هر مکان بی رحمی و یاغی گری خود را نشان می دهند و اثری از چپاول و خشونت را بر جای می گذارند. در واقع جارموش با استفاده از این سکانس ها کنایه ای به مسئله افزایش توحش بشر در گذر زمان می زند و بیان می کند که با حرکت انسان به سوی مدرنیسم اخلاقیات او در جهت معکوس ترقی می کند. اما مقصد این قطار شهر ماشین است، شهری که هم اسم آن نشان از دنیای مدرن است و هم ساکنان و اهالی آن. شهری که علیرغم صنعتی بودنش، شغل تابوت سازی در آن رواج دارد و در و دیوار شهر اکنده از علایم شکار و تخریب محیط طبیعی است و بی عفتی و بی بند و باری در شهر علنی است. جارموش ویلیام بلیک را سوار بر چنین قطاری، به چنین شهری وارد می کند، ورودی که بی شباهت به صحنه ورود قهرمان فیلم "یوجیمبو" کوروساوا به شهر نیست. بلیک قهرمانی است که در همان بدو ورود به شهر و بی هیچ گناهی محکوم به مرگ می شود و ناگزیر ادامه سفر خود را سرگردان، درون گرا، جدا افتاده فرار می کند. فراری که به مانند سفری ناشناخته در سرزمینی نامعلوم است. بلیک در این راه به طرزی اتفاقی با سرخپوستی به نام هیچ کس آشنا می شود، مردی که او نیز به گونه ای از قوم و مردمان خود دور افتاده و رانده شده است. "هیچ کس" بلیک را به سفری دور و دراز و این بار با قایق که نمادی از دنیای گذشته است، به سوی شهری سرخپوستی در کنار رودخانه "آینه آب ها" که استعاره ای از سرچشمه زندگی است، می برد. دهکده ای ساده متشکل از مردان، زنان و کودکان که به صورت واحدی اجتماعی به دور از هیاهو و قوانین شعاری با ارزش های خاص خود زندگی می کنند. به بیان خلاصه تر سفر بلیک به نوعی شبیه به گذر معکوس او از تاریخ است، گذری جسمانی و روحانی که ابتدا از دنیایی خشن، ناامن و پر از دروغ مدرن آغاز می شود و در میانه راه او را با انسانهای بی هویت و مدعی که در اوج آنها مردی مسیحی است که رفتار دوگانه ای با بلیک دارد و دست آخر به بلیک می گوید امیدوارم خداوند تو را به درک واصل کند و بلیک در جواب او خونسردانه،هوشمندانه و ملموس می گوید خداوند قبلا این کار را کرده است،آشنا می کند و سرانجام در پایان به دنیایی بکر و پاک و آرام ختم می شود. یکی از نکات برجسته این فیلم، موسیقی متن آن است که نباید بی تفاوت و به سادگی از کنار آن گذشت. نبوغ موسیقیدانی چون "نیل یانگ" در کنار سینمای بدیع و منحصر به فرد جارموش به مرز جنون هم میرسد. زخمه های هیستریکی روی سیم های گیتار در لحظات اوج گیری موسیقی بسیار بر ذهن بیننده در القای بهتر مفهوم تاثیر می گذارد. در ادامه مطلب عکس های این فیلم رو براتون گذاشتمادامه مطلب طبقه بندی: سینمای جهان، برچسب ها: فیلم مرد مرده، جیم جارموش، جانی دپ، [ سه شنبه 15 تیر 1389 ] [ 11:47 ق.ظ ] [ Zeinab A-R ]
![]() Z-R:من از طرف داران دزد ای دریایی ام اگه شما هم مثل من هستید ختما فیلم دزدان دریایی کارائیب رو ببینین من گارانتی میدم که شما از کاپیتان جک اسپارو خوشتون میاد ![]() دزداندریایی کارائیب فیلمی چهار گانه، ساختهٔ گور وربینسکی و راب مارشال است. نفرین مروارید سیاه اولین فیلم
الیزابت سوآن(کیرا نایتلی)و ویل ترنر(اورلاندا بلوم) دو جوان در سطحهای خانوادگی متفاوت هستند که عاشق هم میشوند.در این میان پای جک اسپارو(جانی دپ)به میان باز میشود که همراه ویل به ماجرایی خطرناک میروند تا الیزابت را از دست یک کاپیتان نفرین شده کاپیتان هکتور باربوسا نجات دهند.فیلم "نفرین مروارید سیاه"، اولین اثر از مجموعه "دزدان دریای کارائیب" در سال 2003 به نمایش درآمد و به فروش چشمگیری دست یافت، اما موفقیت 523 میلیون دلاری "صندوقچه مرد مرده" در خارج از مرزهای ایالات متحده و کانادا باعث شد مجموع فروش این اثر به 924 میلیون دلار برسد و عنوان ششمین فیلم پرفروش تاریخ سینما را از آن خود کند. صندوقچه مرد مردهالیزابت سوآن و ویل ترنر قرار است با هم ازدواج کنند اما وزیری از سوی دولت آنها را محکوم به اعدام میکند چون آنها جک اسپارو را فراری دادهاند.اما اگر ویل قطب نمای جادویی جک اسپارو را برای وزیر(کاتلر بکت)بیاورد آنها نجات مییابند.اما... انتهای جهان
در سالهای تاریک حکومت کاتلر بکت و اعدام دزدان دریایی،دزدان دریایی دور هم جمع میشوند تا راه چارهای پیدا کنند.الیزابت سوآن،ویل ترنر و کاپیتان هکتور باربوسا داوطلب نجات جک اسپارو هستند. تا جلوی دشمنانشان را بگیرند... البته گور وربینسكی قسمت چهارم مجموعه فیلم موفق «دزدان دریایی كارائیب» را كارگردانی نمیكند. این فیلمساز موفق سینما اعلام
كرد شرایط برای كارگردانی قسمت تازهای از این مجموعه فیلم برایش مهیا
نیست. وربینسكی به كمپانی والت دیزنی جهت تهیه قسمتهای قبلی فیلم را بر
عهده داشته است، رسما اعلام كرد كه دیگر با این پروژه همكاری ندارد. |
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||